پسرم مهدی منحرف شده و نصیحت و توسل برای هدایتش اثر نمی‌کند

آیت الله خزعلی اعلام کرد: مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده، درست در خط مقابل قرار گرفته و هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم، اثر نمی‌کند.

به گزارش رجانیوز، متن بیانیه آیت‌الله خزعلی در برائت از فرزند خود به این شرح است:

خداوند متعال می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم فاحذروهم» و نیز تذکر می‌دهد «لا تجد قوما یومنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم او ابناءهم.

در این دو آیه ارجمند خداوند سبحان به ما تنبه می‌دهد اگر اولادتان با خدا و رسول کنار نیامدند از آنها احتراز کنید و آنها را دوست نداشته باشید.

مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند.

با بعضی از علمای بزرگ صحبت کردم، فرمودند دست نگه دار شاید به راه بیاید. دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم و حرف‌های نامناسب او را بر نمی‌تابم.

ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل کند، نپذیرند. با من ارتباطی ندارد ولی الان هم دعا می‌کنم خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس جمهور و مسلمین عزیز را از شر او مصون و محفوظ بفرماید.

این نامه در حالی از سوی آیت‌الله خزعلی منتشر شده، که رسانه‌های ضدانقلاب با سوءاستفاده از انتساب وی به این عالم متقی، از مواضع ضددینی و ضدنظام وی به هر بهانه‌ای بهره‌برداری می‌کنند.

Share and Enjoy:

نوشتم و نوشتم، مثل سابق، می پنداشتم برای اسلام و آزادی قلم می زنم، نمی‌دانستم که هر زخمه قلم، زخمی است بر دل مجروح پدر، با خود گفتم: چون زنگی مست، تیغ برهنه کرده‌ای، بر که می‌زنی؟ او پدر است نه کافر حربی.
مهدی خزعلی در آخرین به روز رسانی وبلاگ‌شخصی خود مطلبی را با عنوان “دیگر بدون رضایت پدر نمی‌نویسم ” منتشر کرده است.
در بخشی از این مطلب آمده است:
نوشتم و نوشتم، مثل سابق، می پنداشتم برای اسلام و آزادی قلم می زنم، نمی دانستم که هر زخمه قلم، زخمی است بر دل مجروح پدر! تا او را در بستر یافتم، دردم دو چندان شد، با خود گفتم: چون زنگی مست، تیغ برهنه کرده ای، بر که می زنی؟ او پدراست نه کافر حربی!
دوش با خود عهد کردم تیغ در نیام کشم و قلم در خامه دان نهم و تا رضایتش ننویسم، یا اگر می نویسم فقط برای خانواده ام بخوانم، چرا که نه، آنها اولین و آخرین مخاطب منند، گاهی با نوشته های من ریسه می روند و گاه می گریند، گاه تنها پل ارتباط من و آنها این نوشته هاست، فرزند برای مادر می خواند و مادر برای فرزند، و با هم می خندند، من نیز خودرا شریک محفل شادشان می دانم، به چه میخندند، به آسمان پر ستاره سلول من ؟ یا به پتوی سابقه دار انفرادی؟ به هر چه می خندند، خوشحالم که در اوج سختی توانسته ام لبخند را به خانه ام بیاورم! می دانم،چه سخت است “روز وداع یاران ” ، امروز با دوستان همدل و یکرنگی که شبهای تنهایی مان را در محفل مجازی به هم اندیشی می نشستیم وداع می کنم، می دانم که همه مرا درک می کنند،…
ملت ما آنقدر فهیم و بزرگ است که ادب در برابر والدین را آموخته و به فرزندانش می آموزد، من تا کسب رضایت پدر با شما وداع می کنم و درسایت چیزی نمی نویسم مگر با رضایت او. بدرود.

خبر گزاری سلدوز

…………………………………………………………………………………………………………………………………………….

کاش جناب هاشمی رفسنجانی هم چنین می نمود تا  فکر خفته فرزندانش بیدار می نمود

Share and Enjoy:
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google

دیدگاه شما برای این نوشته